فريد الدين العطار النيسابوري

55

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

خه‌خه اى قُمرىِ دمساز آمده * شاد رفته تنگدل باز آمده تنگدل زانى كه در خون مانده‌اى * در مضيقِ حبسِ ذو النّون مانده‌اى اى شده سر گشتهء ماهىِ نفس * چند خواهى ديد بد خواهىِ نفس سر بكَن اين ماهىِ بد خواه را * تا توانى سود فرقِ ماه را گرد بُوَد از ماهىِ نفست خلاص * مونسِ يونس شوى در صدرِ خاص . مرحبا اى فاخته بگشاى لحن * تا گهر بر تو فشاند هفت صحن چون بود طوقِ وفا در گردنت * زشت باشد بىوفايى كردنت از وجودت تا بُوَد مويى به جاى * بى وفايت خوانم از سر تا به پاى گر در آيى و برون آيى ز خود * سوىِ معنى راه يا بى از خرد چون خرد سوىِ معانيت آورد * خضر آبِ زندگانيت آورد .